داستان فیلم در سال ۱۸۸۸ می گذرد که در آن زمان سرخپوستها از زمین هایشان رانده شده اند و در این دوران چرای حیوانات در سراسر کشور امری قانونی است. باس (رابرت دووال) و چارلی (کوین کاستنر) آدمهای چندان درستکاری نیستند و گذشته ای تیره و تار دارند. باس یک گله دار سرسخت است که آسیب پذیری درونش را پنهان می کند و آرزوی یک زندگی امن و آرام را دارد. چارلی مدت ده سال است که با باس همراه می باشد و از نظر او، باس نه تنها رئیس او بلکه الگویش نیز هست...
اکشندرامعاشقانه
امتیاز: ۸~
از نگاه یگ تماشاگر:
روایتی ساده اما هیجانانگیز از کارگران خوشآتیهی ایرانی-بریتانیایی، بابک انوری
داستانی سرراست و گویا
اگر به دنبال اسلحه و تیر و تفنگ، تعقیب و گریز یا بگیر و ببند هستید، این فیلم گزینه درستی نیست. اما اگر تفکر و تعمق درباره انسان و روابط انسانی (به ویژه میان پدر و مادر با فرزند) را میپسندید، این فیلم تا اندازه زیادی خواست شما را برآورده میکند.
البته در ژانر ترس با اینکه در پدید آوردن این حس در تماشاگر عملکرد بسیار خوبی دارد، در حفظ و گسترش آن و ساخت فضایی عمیق که تماشاگر را غرق در خود نماید چندان موفق نبست.
به هر روی پیشنهاد میکنم ببینید
روزگار به کام