خلاصه داستان فصل سوم: داستان دربارهی مردی به نام پپر است که بهطور اشتباهی به این تيمارستان منتقل میشود. او نهتنها باید با سیستم سخت و گاهی غیرانسانی این مرکز کنار بیاید، بلکه خیلی زود متوجه میشود چیزی بسیار خطرناکتر در راهروهای بیمارستان وجود دارد: موجودی مرموز و شیطانی که بیماران را هدف قرار میدهد. در ابتدا، کسی حرف پپر را باور نمیکند و همه فکر میکنند توهم زده یا بیمار است، اما با افزایش حملات و وحشت در میان بیماران، مرز بین واقعیت و جنون کمکم از بین میرود...
تاریخیترسناکدرامماجراجوییهیجان انگیز