وقتی مادر «میا ترموپلیس» (هاتاوی) اعلام می کند که پدر مرحومش، در حقیقت شاهزاده و صاحب تاج و تخت کشور کوچک اروپایی، «جنوویا»، بوده، در زندگی «میا» تغییر و تحول اساسی به وجود می آید: حالا «میا» تنها وارث آن تاج و تخت است و مادربزرگش، «ملکه کلاریس رینالدی» (اندروز) می خواهد آداب و رسوم اشرافی را به آن دخترک ناشی بیاموزد.
خانوادگیعاشقانهکمدی
امتیاز: ۴±
(شرلوک جان، خواهشمندم امکان تغییر لایک-دیسلایک را فعال کنید. متأسفانه به جای دیسلایک، آیکن لایک را کلیک کردم و ...! سپاسگزارم)
خب، برویم سراغ این فـ...!
چرت و پرت، مژخرف، دری وری، گنجشکی در لباس قناری و ...
پیشنهاد میکنم اگر از تماشاگران حرفهای فیلم و سریال هستید، زمان خود را هدر ندهید. بحث سلیقه نیست، ای کاش باور کنید.
بیجنبه یودم انسان، ذاتی است و تنها توان و اراده کنترل آن در انسانها کم و زیاد دارد.
در این اثر که بیشتر به مانند آثاری است که برخی از مسئولان بر روی تپهها از خود به یادگار میگذارند تا فیلم سینمایی، آشکارا میتوان این ویژگی بد انسان را تجربه نمود (بیجنبگی)
پیشرفت دانش و فناوری هم نتایج خوب در پی دارد، هم بد.
مذهب، به حد اعلا، از فناوری برای نشر و گسترش باورهایش بهرهبرداری نموده است.
در این روزگار که هر «ننه قمری» با اندک سرمایهای میتواند ویدیو رکورد کند و با صرف اندکی زمان آن را با ظاهری حرفهای ویرایش کند [و نامش را «فیلم یا سریال بگذارد]، مذاهب گوناگون (بهویژه یهودیت، مسیحیت و اسلام) هم از قافله جا نماندهاند.
ما ایرانیان به اندازهای از تبلیغات مذهب در جایجای زندگی روزمرهمان خسته شدهایم که با دیدن کوچکترین نشانهای از مذهب در یک اثر ایرانی، فوراً عطایش را به لقایش خواهیم بخشید.
اما این واکنش در رویارویی با آثار غیرایرانی، به دلایل گوناگون کمتر رخ مینماید دلایلی مانند ناآشنایی با زبان اصلی اثر، عدم شناخت کافی درباره مذاهبی غیر از اسلام، کیفیت بالای اثار غیرایرانی از نگاه فنی و ...
دلایلی از این دست به عدم درک نشانهها و اِلِمانهای مذهبی یا در بهترین حالت به بیتوجهی به آنها میانجامد که سراسر تار و پود اثر را فرا گرفته است.
لگر اندکی دقت خویش را در هنگام تماشای آثار غیرایرانی افزایش دهید، درخواهید یافت که بیش از سه چهارم آنها از بیخ و بن، درباره مذهب هستند حتی اگر ردپای تهیهکننده ها و سرمایهگذاران اثر را دنبال کنید، بعید نیست که سر از کلیسا و ... در بیاورید!
(امیدوارم از چالهای که با رنج و سختی و هزینهای گزاف از آن بیرون جستهام، به درون چاهی که هزاران برابر بدتر از آن است سقوط نکنم!)
من تنها به بیان دیدگاه خود درباره ماهیت بیشتر آثار سینمایی و تلویزیونی که این روزها میبینم پرداختم و نه بیشتر!
روزگار به کام