در سال ۲۰۰۶، رهگذری به نام لورنه مالوو وارد شهری کوچک در مینهسوتا شده و ساکنان شهر را از حمله نماینده بیمه لستر نیگارد را با خشونت و کینه توزی خود تحت تاثیر قرار می دهد…
دوستان، سریال خوبی است و پیشنهاد میکنم تماشایش کنید اما پیش از آن، نخست، سطح توقع و انتظار خود را پایین بیاورید وگرنه به سختی بتواند تا پایان سیزن یک دوام بیاورید.
یکی از زیباترین دیالوگهایی که تا به امروز شنبدم:
---«( هر چیزی امکانپذیر است، اما درصد محتمل بودنشان یکسان نیست!)»---
اسپویل:
تا میانههای اپیزود ۶، داستان منطقی و قابل قبول پیش میرود، اما در سکانس بیمارستان، جایی که «لستر» با جابجا کردن خودش با بیمار کناری اقدام به فرار از اتاق میکند، شالوده منطقی که سریال تا به آن لحظه روی آن بنا شده بود، از هم گسسته شده و ترکها یکی پس از دیگری نمایان میشود.
توضیح:
در اپیزودهای آغازین سریال، متوجه میشویم که داستان در شهری کوچک اتفاق میافتد، به اندازهای کوچک که بسشتر شهروندان یکدیگر را میشناسند.
بیمارستان شهر که لستر در آن بستری شده، چندین طبقه دارد. بیمارستانی با این وسعت در چنین شهری، قاعدتاً بیشتر تختهایش باید خالی باشد. حداقل به اندازهای که نیاز نباشد یک مزنون به قتل که توسط کلانتر تحت تعقیب است را به همراه بیماری دیگر که از قضا صورتش آسیبدیده و به دلیل باندپیچی قابل شناسایی نیست،، در یک اتاق بستری کنند!!!
یعنی شهری به این کوچکی چه تعداد بیمار نیازمند به بستری دارد که یک اتاق خالی برای بستری مزنونی به این مهمی نداشته باشد!؟
این تنها نقطه ضعف روایت نیست، اما موردی بود که کاسه صبرم را لبریز کرد و باعث برجسته شدن باقی کاستی هایی شد که تا پیش از آن نادیده گرفته بودم.
سالهای سال بود که نام این سریال را همه جا میدیدم و میشنیدم.
حال با دیدن همین پنج شش اپیزود، خوشحالم که اثر آنچنان بزرگی را از دست ندادهام.
امتیاز سیزن ۱ تا پایان اپیزود ۵: ۸±
دوستان، سریال خوبی است و پیشنهاد میکنم تماشایش کنید اما پیش از آن، نخست، سطح توقع و انتظار خود را پایین بیاورید وگرنه به سختی بتواند تا پایان سیزن یک دوام بیاورید.
یکی از زیباترین دیالوگهایی که تا به امروز شنبدم:
---«( هر چیزی امکانپذیر است، اما درصد محتمل بودنشان یکسان نیست!)»---
اسپویل:
تا میانههای اپیزود ۶، داستان منطقی و قابل قبول پیش میرود، اما در سکانس بیمارستان، جایی که «لستر» با جابجا کردن خودش با بیمار کناری اقدام به فرار از اتاق میکند، شالوده منطقی که سریال تا به آن لحظه روی آن بنا شده بود، از هم گسسته شده و ترکها یکی پس از دیگری نمایان میشود.
توضیح:
در اپیزودهای آغازین سریال، متوجه میشویم که داستان در شهری کوچک اتفاق میافتد، به اندازهای کوچک که بسشتر شهروندان یکدیگر را میشناسند.
بیمارستان شهر که لستر در آن بستری شده، چندین طبقه دارد. بیمارستانی با این وسعت در چنین شهری، قاعدتاً بیشتر تختهایش باید خالی باشد. حداقل به اندازهای که نیاز نباشد یک مزنون به قتل که توسط کلانتر تحت تعقیب است را به همراه بیماری دیگر که از قضا صورتش آسیبدیده و به دلیل باندپیچی قابل شناسایی نیست،، در یک اتاق بستری کنند!!!
یعنی شهری به این کوچکی چه تعداد بیمار نیازمند به بستری دارد که یک اتاق خالی برای بستری مزنونی به این مهمی نداشته باشد!؟
این تنها نقطه ضعف روایت نیست، اما موردی بود که کاسه صبرم را لبریز کرد و باعث برجسته شدن باقی کاستی هایی شد که تا پیش از آن نادیده گرفته بودم.
سالهای سال بود که نام این سریال را همه جا میدیدم و میشنیدم.
حال با دیدن همین پنج شش اپیزود، خوشحالم که اثر آنچنان بزرگی را از دست ندادهام.
سپاسگزارم
دوبله فیلیمو
مدیر دوبلاژ : وحید منوچهری
گویندگان :
محمود قنبری ،نصرالله مدقالچی ،شروین قطعه ای ،علیرضا باشکندی ،اکبر منانی ،همت مومیوند ،شوکت حجت ،فریبا رمضانپور ،وحید منوچهری ،حمید منوچهری ،شهراد بانکی ،اردشیر منظم ،سعید داننده ،ابوالفضل شاه بهرامی ،علیرضا ناصحی ،متانت اسماعیلی ،لادن سلطان پناهمحمد بهاران ،فاطمه صبا ،شهریار ربانی ،محمدرضا رادمهر و...
دوبله کوالیما
پخش از نماوا
مدیر دوبلاژ : رضا آفتابی
مترجم : سیاوش شهبازی
گوینده متن : خسرو شمشیرگران
گویندگان :
علیرضا باشکندی (ایوان مک گرگور / امیت استاسی) + (ریموند استاسی)
زنده یاد ناصر طهماسب (بیلی بابی تورنتون / لورن مالوو)
مریم جلینی (مری اليزابت وينستد /نیکی سوانگو)
تورج مهرزادیان (دیوید تیولیس / وارگا)
صنم نکو اقبال (کری کون / گلوریا بورگل)
سعید شیخ زاده (توماس مان / تادئوس موبلی)
سیما رستگاران (فرانچسکا ایستوود /ویوین لرد جوانی)
مهین برزویی (فرانسیس فیشر / ویوین لرد زمان حال)
رهبر نوربخش (فرد ملامد / هاوارد زیمرمن)
جواد پزشکیان (اسکات هایلندز / انیس استاسی)
حامد عزیزی (مایکل استولبارگ / سای فلتز)
غلامرضا صادقی (شی ویگهام / کلانتر مو دمیک)
شراره حضرتی (مری مک دانل / روبی گلدبارف)
رضا آفتابی (اسکوت مکنیری / موریس لیفای)
امیر حکیمی (ری وایز / پل مورین)
خشایار شمشیرگران (گوران بوگدان / یوری گورکا)
بهروز علی محمدی (راب مکالهنی / افسر اسکار هانت)
خسرو شمشیرگران ،آرزو روشناس ،مینا شجاع ،کریم بیانی ،رضا الماسی ،مجتبی فتح الهی ،ابوالفضل شاه بهرامی ،مهدی امینی و...
کوالیما
پخش از نماوا
مدیر دوبلاژ : رضا آفتابی
مترجم : سیاوش شهبازی
صدابردار : شادی کیا
باند و میکس : حسین مطمئن زاده
گوینده عنوان و نوشته : خسرو شمشیرگران
گویندگان :
زهره شکوفنده (فلوید) / ناصر ممدوح(جو) / مینو غزنوی (پگی) / زنده یاد سعید مظفری (ریگان) / تورج مهرزادیان (هنگ) / منوچهر زنده دل (لو) / غلامرضا صادقی (داد) / میرطاهر مظلومی (بر) / افشین زی نوری (راوی) / مهرخ افضلی (بتسی) / سیما رستگاران (سیمون) / سعید شیخ زاده (رای) / امیر منوچهری (مایک) / کریم بیانی (بن) / آبتین ممدوح (اسکیپ) / حامد عزیزی (کارل) / بهروز علیمحمدی (ریکی) / حسین نورعلی (همیش) / رضا آفتابی (اد) / شراره حضرتی (کانستنس) / کتایون اعظمی (سو) / بهرام زاهدی (گورکن و کلینتگرمی) / پویا فهیمی (هانزی) / خشایار شمشیرگران (سانی) / رضا الماسي (لوبر) / مجتبی فتح الهی (چارلی) / متانت اسماعیلی (مالی) / نسرین اسنجانی (نورین) / مهدی امینی (باد و گیبسون) / رهبر نوربخش (اوتو) / معصومه ریاحی (دنیس) / ساحل کریمی (قاضی مانت) / علیرضا ناصحی (جب) / حمید رضا مقامی (ویرجیل)
دوبله کوالیما
پخش از تاینی موویز
مدیر دوبلاژ : شروین قطعه ای
مترجم : یسنا ایروانی
صدابردار : شادی کیا
گویندگان :
زنده یاد ناصر طهماسب ،شروین قطعه ای ،افسانه پوستی ،علی همت مومیوند ،ناصر نظامی ،بهروز علی محمدی ،نازنین یاری ،آرزو روشناس کریم بیانی ،صنم نکو اقبال ،شیلا آژیر ،امیر منوچهری ،حامد عزیزی و...
ای کاش فیلمش رو هم بگذارید
سپاس
لطفا جواب بدید
ممنون